حسن حسن زاده آملى
290
هزار و يك كلمه (فارسى)
اين معنى هست زيرا كه مىفرمايد خدايى كه شما را آفريده و نعمت وجود به شما و سابقين بر شما عطا كرده عبادت كنيد يعنى علّت اينكه عبادت بر شما واجب است اين است كه شما را ايجاد كرده چنان كه گويند پدرت را احترام كن كه اين همه مشقّت براى تربيت تو كشيده يعنى علّت احترام پدر مشقّت اوست در تربيت . متكلّمين دليل ديگرى مىآورند براى وجوب معرفت و آن دفع ضرر محتمل است و حاصل دليل اين است كه انسان وقتى به سنّ رشد مىرسد و اختلاف بين اديان و ارباب ملل يا ملاحده و طبيعيّين را مىشنود قهرا براى او ترديد حاصل مىشود و احتمال مىدهد كه شايد قول موحدّين و عذاب و ثواب آخرت حق باشد و در اين صورت بايد جستجو كرده و اين مطلب را حلّ نمود كه اگر واقعا آخرتى باشد گرفتار شقاوت ابد و عذاب دائم نشود و در آيهء كريمه به اين دليل نيز اشاره كرده كه عبادت كنيد لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ يعنى شايد محفوظ بمانيد از آتش دوزخ و اصل معنى تقوى و اتقاء محفوظ ماندن است چون از « وقى » مشتق است و اينكه دورى جستن از گناه را تقوى گويند براى آن است كه صاحب آن محفوظ است از شقاوت اخروى و مؤيّد اين معنى در مطلب سيّم ان شاء الله خواهد آمد . مطلب سيم : در تفسير منسوب به امام حسن عسكرى عليه السّلام ذكر كرده كه در « لعلّكم تتّقون » دو وجه است يكى آنكه اين متعلّق به « خلقكم » است نه متعلّق به « أعبدوا » يعنى خداوند شما را آفريده است براى آنكه صاحب تقوى باشيد چنان كه مىفرمايد ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ يعنى جن و انس را خلق نكردم مگر براى اينكه مرا عبادت كنند . وجه دوم اينكه متعلّق باشد به « اعبدوا » يعنى عبادت كنيد خدا را براى آنكه از آتش دوزخ محفوظ مانيد نه عبادت كنيد براى آنكه صاحب تقوى شويد و ما بنابراين وجه دوم در مطلب سابق ذكر كرديم كه اشاره به دليل متكلّمين است يعنى دفع ضرر محتمل . مطلب چهارم : خداوند براى بتپرستان دليلى ذكر كرده است كه نبايد غير خدا ، ديگرى را پرستش كنند زيرا كه عبادت شكر نعمت است و شما مىبينيد نعمت وجود و مسكن و رزق را خدا به شما داده و بتها به شما چيزى ندادهاند